تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم..!

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

در روزگاران قدیم مردی بود ثروتمند و این مرد فرزندی داشت عیاش. هرچه پدر به فرزند خود نصیحت می کرد که با دوستان بد معاشرت مکن و دست از این ولخرجی ها بردار که دوست ناباب بدرد نمی خورد و اینها عاشق پولت هستند، جوان جاهل قبول نمی کرد تا اینکه مرگ پدر می رسد...

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

آپلود عکس


همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی / چه زیان ترا که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده ای وبینم / همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی / من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی / چه شود که کام جوید زلب تو کام جویی

شود اینکه از ترحم دمی ای سحاب رحمت / من خشک لب هم آخر زتو تر کنم گلویی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت / سر خم می سلامت شکند اگر سبویی

همه موسم تفرج به چمن روند وصحرا / تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

السلام علیک یا حجت‌بن‌الحسن المهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»

شعر طنز برای «کلید» حسن روحانی

آپلود عکس


صد و پنجمین نشست «در حلقه رندان» با حضور شاعران و طنزپردازان کشور و در فضایی تحت تأثیر انتخابات روز یکشنبه ۲۶ خرداد در حوزه هنری برگزار شد.

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته

یا ضامن آهو

آپلود عکس

در بند هوائیم،یا ضامن آهو!

در فتنه رهائیم،یا ضامن آهو!

بی تاب و شکیبیم،تنها و غریبیم

بی سقف و سرائیم،یا ضامن آهو!

عریانی پائیز،خاموشی پرهیز

بی برگ و نوائیم،یا ضامن آهو!

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته

تو داناتري اي جهان آفرين

IRimg.net

يكي را دهي تخت و تاج و كلاه    يكي را نشاني به خاك سياه

يكي را برآری و شاهي دهي    يكي را به دريا به ماهي دهي

يكي را برآری و قارون كني    يكي را به ناني جگر خون كني

یکی را بر آری به تخت بلند    یکی را نشانی به خاک نژند

نه با آن به مهر و نه با اين به كين    تو داناتري اي جهان آفرين

بزرگداشت روز حافظ/ آرامگاه حافظ/گزارش تصویری

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی شاعر بزرگ سده هشتم ایران است. آرامگاه وی در شیراز قرار دارد.

IRimg.net

تو بدری و خورشید، تو را بنده شدست     تا بندهء تو شدست ، تابنده شدست

زانروی که از شعاع نـور رخ تو     خـورشید ، منیر و ماه ، تابنده شدست

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته

مرگ انسانیت..!

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم 
صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد 
گرچه آدم زنده بود

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید
ادامه نوشته

ای عشق

کاش دائم، دل ما از تو بلرزد ای عشق        آن دل، کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق

اشعار ولادت امام حسین(ع)

IRimg.net

من به هر گم گشته ای تا حشر مصباح الهدایم

من همه آزاد مردان را امام و مقتدایم

من به ذات اقدس حق عبد پیش از ابتدایم

من کیم وجه خدا نور خدا خون خدایم

من کیم مولای خلقت هستی هست آفرینم

من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

من کیم حجر و حطیمم من کیم رکن و مقامم

من کیم صبر و ثباتم من کیم خون و قیامم

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته

یا ضامن آهو

upsara

در بند هوائیم،یا ضامن آهو!

در فتنه رهائیم،یا ضامن آهو!

بی تاب و شکیبیم،تنها و غریبیم

بی سقف و سرائیم،یا ضامن آهو!

عریانی پائیز،خاموشی پرهیز

بی برگ و نوائیم،یا ضامن آهو!

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته

دوستی با شیطان

upsara


وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:

این جماعت که امروز به من سنگ می زنند...

برسند تهران به من زنگ می زنند..!!!

دلقک

فرقی نمیکند که در سیرک باشی

 

یا در خانه ...

 

دلت که گرفته باشد

upsara

خنده ات که تلخ باشد

 تو هم دلقکی ...

داستان کوتاه و زیبای دلقک غمگین

upsara

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد، دکتر گفت: به فلان سیرک برو، آنجا دلقکی هست آنقدر می خنداندت تا غم از یادت برود.

مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم..!

نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد .!!!

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند.

جواب داد:.... اگر زن یا مرد دارای
(اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی
) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست،
پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت..!

من ندانم كه كيم ..؟

من ندانم كه كيم ..؟

من فقط ميدانم ...

كــــــه تــــويـــــى ...

شاه بيت،غزل زندگيم ..!


upsara

عاشق بر مى گرده

پرنده اى را كه دوست دارى رهايش كن

 

اگر عاشق باشه بر مى گرده

 

وگرنه هيچوقت عاشقت نبوده


upsara

شعری زیبا به مناسبت ولادت حضرت عیسی مسیح

شب است و لحظه ی حرمان مریم

 

وطفلی خفته در دامان مریم

 

وجود نازنینش بکر و بی عیب 

 

خدا می داند و وجدانِ مریم

upsara

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید


ادامه نوشته

تماشای درد

upsara

بازآ

بازآ بازآ هر آنچه هستي بازآ

 

گر كافر و گبر و بت‌پرستي بازآ

 

اين درگه ما درگه نوميدي نيست

 

صد بار اگر توبه شكستي بازآ

upsara

  ابوسعيد ابوالخير

شرح پریشانی

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید

گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟

سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟


upsara


برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید


ادامه نوشته

کاواز  دهل  برادر از دور خوش است

گویند بهشت  عدن با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است

اين نقد  بگیر و دست از آن  نسیه  بدار

کاواز  دهل  برادر از دور خوش است


upsara

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

هر ذره  ز خاک  کیقبادی و جمی است

احوال جهان و اصل این عمر که هست

خوابی  و خیالی  و فریبی  و دمی است


upsara

غم  خوردن  و  کوشيدن  ما بيهوده است

بر  لوح   نشان   بودنی ها  بوده   است

پیوسته قلم ز نيک  و بد  فرسوده   است

در  روز ازل  هر  آن  چه  بايست  بداد

غم  خوردن  و  کوشيدن  ما بيهوده است


upsara

زندگی زیباست

زندگی زیباست ای زیبا پسنـد

 زنده اندیشان به زیبـائـی رسند

آنـقدرزیباست این بی بازگشت

 کز برایش میتوان از جان گذشت


upsara

اشعاری از فريدون مشيری :  کوچه

تو ای دلبر که پرسی حال ما را،
که می گويد که ياد آشنا کن؟
مرا در مانده ی حسرت چه خواهی؟
که می گويد که دردم را دوا کن؟


upsara


برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید


ادامه نوشته

شفاعت حسین (ع )



خواب دیدم،خواب اینکه مرده ام                 خواب دیـــدم،خستــــه و افســـــرده ام

روی من خروارها از خاک بـود                   وای قبـــر من چـــه وحشتنــاک بـــود

تا میان گور رفتــــم ، دل گرفـت                   قبـــر کـــن سنـــگ لحد را گـل گرفت

بالـش زیر سـرم از سنـگ بــود                  غرق وحشت،سوت و کور و تنگ بود

upsara

برای دیدن کامل متن ادامه مطلب را بزنید

ادامه نوشته